آویسا گلمآویسا گلم، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 11 روز سن داره
علی جونمعلی جونم، تا این لحظه: 12 سال و 2 ماه و 23 روز سن داره

گلکانم، آویسا و علی

یکشنبه 17شهریور92

1392/6/17 9:12
نویسنده : مامان نسرین
238 بازدید
اشتراک گذاری

                           شکلک های محدثه

با سلام و درود و یه عالمه بوس خدمت دوستان خودم . ما یه عالمه خاطرات داریم که نوشته نشده پس مجبوریم اول هر پست بگیم...

جمعه یه هفته قبل البته چهارشنبه ش(آدرس رو حال می کنیدنیشخند)مامان حاجی و باباحاجی از شمال به خاطر چکاب مامان حاجی اومده بودند تهران. من و دختر عسل هم مستقیم از اداره رفتیم خونه دایی ایرج. آویسا رو گذاشتم اونجا و رفتم فیزیوترایی و برگشتم. شام اونجا بودیم. کلی خوش گذشت در کنار خانواده. بابا رضا هم تقریباً که نه کاملاً سر شام اومد. تو مدتی هم که اونجا بودیم آویسا اتاق پسر دایی افشین رو به میدون جنگ تبدیل کرد و تو این بین چرخ خیاطی زن دایی هم ازدستش در امان نبود. افشین از بچه گیش یه ماشین کنترلی بزرگ داره که طولش تقریباً یه متره. آویسا خانوم به زور ماشین رو آورد و اصرار که بره توش و همش غر می زد که چرا پاهام نمیره توش. ما هم که نمی دونستیم بخندیدیم یا یادگاری بچه گی افشین رو که داشت نابود می شد نجات بدیمنیشخند. منم یادم رفت ازش عکس بندازم بعد از کمی یادم اومد و از دختر عسل خواستم بایسته تا ازش عکس بندازم ژست هاش رو ببینید...

                

فرداش 5شنبه باباحاجی اینا اومدند خونه ما و شبش همه خونه ما مهمون بودند.روز جمعه هم رفتیم خونه دایی محمد. شبش تولد امیر علی بود که عمه ارغوان زنگ زده بود و یه تولد خانوادگی تو فرخزاد براش گرفته بودند. ما هم سریع از خونه دایی محمد برگشتیم و حاضر شدیم و رفتیم و حول و حوش ساعت 9شب رسیدیم. خیلی ترافیک بود و ما تقریباً شانس آوردیم که اون موقع رسیدیم. کمی با بچه ها رفتید بازی کردید. بعد شام تا کیک رو  آوردند بارون گرفت. هممون به عبارتی خال خالی شدیم.بعد قطع شدن بارون کیک رو بریدند و خوردند.خلاصه آخر هفته خوبی بود هم خسته بودم و هم شارژ شدم و شما که همیشه خستگی ناپذیر و به زور خوابیدی و تا صبح با پیام بازرگانی هات نگذاشتی من و بابایی بخوابیم.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مانی محیا
17 شهریور 92 9:13
همیشه بشادی عزیزم..


مرسی خاله جون
مامی کوروش
26 شهریور 92 10:38
نسرین جون اوضاع احوال چطوره ؟ خبری نیست ازت ! یه پستی بذار اخه !
عیدت مبارک عزیزم


سلام عزیزم. کمی ناخوش احوالم.حتماً در اسرع وقت برمی گردیم ممنون عزیزم عید شما هم مبارک